<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>طنزنوشت های یک سفیر</title>
<link>http://shabgoon.blogfa.com/</link>
<description>طنز یعنی گریه کردن قاه قاه.....طنز یعنی خنده کردن آه آه</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Wed, 16 Dec 2009 20:59:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>فروغ فاجر و شاپور متحجر ؟!</title>
<link>http://shabgoon.blogfa.com/post-172.aspx</link>
<description>&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=2&gt;به دلیل کمبود مطلب برای به روز رسانی وبلاگ باز هم غیر طنز!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=5&gt;فروغ فاجر و شاپور متحجر ؟!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اولین آشنایی من با فروغ در دوران نوجوانی بود : اسیر...شاید به همین خاطر است که  اولین بیت این شعر از همان زمان در گوش من زنگ می زند : &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;تو را می خواهم و دانم که هرگز       به کام دل در آغوشت نگیرم  &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;شعری که در آن صحبت از «مرد زندانبانی» است که مانع پرواز اوست و نیز صحبت از کودکی که او هم مانع دیگری برای پرواز مرغ اسیر به شمار می آید. این آشنایی اولیه باعث نگرش منفی من نسبت به او شد تا جایی که وقتی کتاب های دیگر او را هم می خواندم شعر های فروغ  برایم فروغی نداشت...&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;آشنایی ام با کاریکلماتور و مبدع آن یعنی پرویز شاپور، باعث برانگیخته شدن کنجکاوی بیشترم نسبت به فروغ شد ...تا زمانی که کتاب «اولین تپش های عاشقانه قلبم» را خواندم: نامه های عاشقانه فروغ فرخزاد به همسرش پرویز شاپور...فروغی که این کتاب معرفی می کرد با فروغی که من در ذهنم تصور داشتم زمین تا آسمان تفاوت داشت. فروغ این کتاب زنی بود شدیدا علاقمند به همسر...نه آن فروغی که شوهرش را مرد زندانبان می داند...حتی نامه های پس از جدایی هم عاشقانه اند...گرچه شاپور کمتر جواب نامه ها را می دهد. فروغ ضمن ابراز عشق از اعتراف به خیانت هم واهمه ای ندارد: «...پرویز به خدا با همه دیوانگی هایم دوستت داشتم و دوستت دارم. شاید به حرف من بخندی شاید پیش خودت بگویی چه طور ممکن است زنی که مردی را دوست دارد به آن مرد &lt;EM&gt;خیانت&lt;/EM&gt; کند.ولی با این همه من دوستت داشتم...»  نمی توان کتمان کرد که پرویز شاپور نسبت به فروغ بدبین بوده است و این از متن نامه ها بر می آید و شاید بتوان علت این بدبینی را همین خیانتی دانست که فروغ بدان اعتراف دارد...گرچه خود شاپور نیز معترف است که نسبت به خانم ها کلا دید مثبتی ندارد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;به هرحال این عشق روز به روز کمرنگ تر می شود...پرویز شاپور اجازه ملاقات فروغ و فرزندشان کامیار را نمی دهد...فروغ نیز از ازدواجشان تحت عنوان «عشق و ازدواج مضحک» یاد می کند...آنچه در این بین می ماند قضاوت های نابجایی است که نسبت به این دو نفر انجام گرفته است... شاپور زیر سایه فروغ مانده و او را تا حد یک مرد متحجر تنزل داده اند. از سوی دیگر نیز شان فروغ را تا حد کسی که دایم در پی فسق و فجور بوده پایین آورده اند ! عده ای هم مثل عمران صلاحی چهره این دونفر را تا حد لیلی و مجنون روتوش کرده اند !&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;به هرحال احتمالا نه شاپور متحجر بوده و نه فروغ فاجر !  آنچه مسلم است هردو انسان هایی بوده اند جایزالخطا که هر کدام ظلم هایی در حق دیگری روا داشته است... و الله اعلم !&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 16 Dec 2009 20:59:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=shabgoon&amp;postid=172</comments>
<dc:creator>shabgoon</dc:creator>
<guid>http://shabgoon.blogfa.com/post-172.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کاریکلماتور 10</title>
<link>http://shabgoon.blogfa.com/post-171.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=Arial size=5&gt;کاریکلماتور۱۰&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=2&gt;&lt;EM&gt;:(منتشر شده در ماهنامه طنز اینترنتی &lt;/EM&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;http://www.cafetanz.com/&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=2&gt;&lt;EM&gt;کافه طنز&lt;/EM&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=2&gt;&lt;EM&gt; )&lt;/EM&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Arial size=4&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=Arial size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;۱-وقتی دلم آشوب می شود، نیروهای خودسر را به قلب خود می فرستم.&lt;BR&gt;۲-بلوایی که ایجاد کرد، به خوردن حلوای ختمش ختم شد.&lt;BR&gt;۳-«اتوبان»، شخصی است که از اتو محافظت می کند.&lt;BR&gt;۴-«انبه»، همان «به»‌ است که درون چاه دستشویی افتاده باشد.&lt;BR&gt;۵-رختخواب، باوفاترین همخوابه ی دنیاست.&lt;BR&gt;۶-در راهپیمایی میوه ها، پیاز به میوه های معترض گاز اشک آور شلیک می کرد.&lt;BR&gt;۷-معتقد بود کچل نیست بلکه موهایش نامرئی هستند.&lt;BR&gt;۸-پاییز فصل کوچ عمودی برگ هاست.&lt;BR&gt;۹-اشکال دل هایی که مثل آینه صافند این است که نور را جذب نمی کنند.&lt;BR&gt;۱۰-علف، مجازات هرزگی باغچه است.&lt;BR&gt;۱۱-اشک های فرهاد، شیرین بود.&lt;BR&gt;۱۲-قبله نمای من همیشه جای تو را نشان می دهد.&lt;BR&gt;۱۳-شیر بهایش را یارانه ای حساب کردند.&lt;BR&gt;۱۴-حیوانات جمهوری خواه، شیر را از جنگل بیرون کردند.&lt;BR&gt;۱۵-هیچ داروی خواب آوری حریف یاد تو نیست.&lt;BR&gt;۱۶-کوی معشوق، مسلخ عشاق است.&lt;BR&gt;۱۷-چون ماشین زندگی اش دنده ی خوشبختی نداشت آن را خلاص کرد.&lt;BR&gt;۱۸-فیلم «روز جدایی» به صورت شبانه روزی در مغزم اکران می شود.&lt;BR&gt;۱۹-وصیت کرده بود کفنش را از لباس عروس معشوقه اش بدوزند.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=Arial size=4&gt;
&lt;HR&gt;
&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;&lt;BR&gt;&lt;A href=&quot;http://www.cafetanz.com/mag/?p=495&quot; target=_blank&gt;لینک&lt;/A&gt; مطلب در کافه طنز&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Sun, 06 Dec 2009 11:25:28 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=shabgoon&amp;postid=171</comments>
<dc:creator>shabgoon</dc:creator>
<guid>http://shabgoon.blogfa.com/post-171.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>واکاوی یک پرونده قتل : عفو لازم نیست...اعدامش کنید...</title>
<link>http://shabgoon.blogfa.com/post-165.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;کمی هم غیر طنز&lt;BR&gt;&lt;FONT size=4&gt;واکاوی یک پرونده قـتـل&lt;BR&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;به مناسبت چهلم بهنود شجاعی&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;:&lt;STRONG&gt;عفو لازم نیست٬اعدامش کنید...&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;داستان تلخ و غم انگیز بهنود شجاعی و احسان نصر اللهی ، دو دوست، که اولی در سنی که بلحاظ قانونی سن کودکی محسوب می شد، دومی را به قتل رساند و پس از چند سال،  به دار آویخته شد را حتما شنیده اید. بسیاری از مردم و کنشگران حقوق بشر و نیز هنرمندان٬ تلاش بسیار کردند تا از این اعدام جلوگیری کنند و با این حال خانواده احسان و در راس آن ها مادرش٬ حاضر به رضایت نشدند و بهنود پس از چندین سال زندگی در خوف و رجا رخت از جهان بر بست... &lt;BR&gt;در اینجا قصد ندارم که مانند بقیه تحلیل گران، درست یا نادرست بودن عمل مادر احسان را بررسی کنم که آن٬ از حوزه صلاحیت من خارج است که نه تحلیل گرم٬ نه مادرم و نه مادر خواهم شد و نه هرگز چنین داغی را تحمل کرده ام و نه تحمل دارم.&lt;BR&gt;ولی در اینجا روی سخنم با عزیزانی است که معتقد بودند مادر احسان می بایست بهنود را می بخشید...نمی دانم شما درست می گویید یا مخالفانتان . ولی اگر واقعا به بسط تفکر خودتان معتقدید ،و یا فارغ از بحث های حقوق بشری، در صدد ترویج فرهنگ بخشش در جامعه هستید، ابتدا به درون خودتان رجوع کنید. &lt;BR&gt;تا به حال به این موضوع فکر کرده اید که شاید خودتان در اعماق وجودتان کسی را نبخشیده باشید و یا این جمله را بر زبان آورده باشید که فلان کس را به خاطر فلان کارش هرگز نخواهم بخشید؟&lt;BR&gt;شما که از بخشش ظلم کوچکتری که بر شما رفته عاجزید چگونه انتظار دارید که مادری داغدیده از خون فرزندش بگذرد؟ شما که هنوز در اعماق قلبتان شخصی نابخشوده دست و پا می زند هرگز صلاحیت اظهار نظر در این باره را ندارید.&lt;BR&gt;مجددا تاکید می کنم به هیچ روی قصد تایید یا تقبیح عمل خانواده نصراللهی را ندارم... ولی خطاب به فعالان حقوق بشر و کسانی که در پی این قبیل رضایت گرفتن ها از خانواده امثال احسان هستند٬ و حتی کسانی که در برابر این قبیل موارد ولو به عنوان ناظر منفعل بیرونی٬ از خانواده مقتول انتظار بخشش دارند٬ صمیمانه  و از ته قلب و به دور از هرگونه شعار زدگی عرض میکنم که در ابتدا قلب خود را پاک کنید و هر کسی را که در حق شما اندک بدی کرده را ببخشید...&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 23 Nov 2009 10:36:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=shabgoon&amp;postid=165</comments>
<dc:creator>shabgoon</dc:creator>
<guid>http://shabgoon.blogfa.com/post-165.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کاریکلماتور۹</title>
<link>http://shabgoon.blogfa.com/post-168.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=5&gt;کاریکلماتور۹&lt;/FONT&gt;:&lt;/STRONG&gt; (&lt;EM&gt;چاپ شده در نشریه طنز ستون آزاد&lt;/EM&gt; )&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;۱-تجلی عشق آسمانی را در مهماندار هواپیما دید.&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;۲-آن ها که برنج می خورند هیچوقت به نان شب محتاج نمی شوند.&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;۳-پله های ترقی برای بعضی ها سُر است.&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;۴-از وقتی دلخور شد پاتوقش جیگرکی ها بودند.&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;۵-دراکولاها با انسان هایی که خون دل می خورند همذات پنداری می کنند.&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;۶-گوینده ها خبرکش ترین افراد زمین هستند.&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;۷-میکروب خروسک به خواستگاری میکروب آبله مرغان رفت.&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;۸-چون صورتش مثل ماه بود فقط فضانوردان عاشقش می شدند.&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;۹-مغز عاشق بزرگترین آلبوم عکس معشوق است.&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;۱۰-وقتی خوابم می بَرَد ، بیداری ام می بازد.&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;۱۱-در برابر انسان های گربه صفت روی سگش بالا می آمد.&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;۱۲&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;-بعضی راننده ها با ماشین مردم را تیغ می زنند.&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 17 Nov 2009 20:07:57 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=shabgoon&amp;postid=168</comments>
<dc:creator>shabgoon</dc:creator>
<guid>http://shabgoon.blogfa.com/post-168.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ایرج میرزا</title>
<link>http://shabgoon.blogfa.com/post-167.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;EM&gt;&lt;BR&gt;(چاپ شده در ماهنامه طنز و کاریکاتور بچه مشد)&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/EM&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 290px; HEIGHT: 222px&quot; alt=&quot;&quot; hspace=125 src=&quot;http://shabgoon.persiangig.com/image/Iraj%20Mirza.JPG&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اخیرا شهرداری مشهد اقدام به تغییر نام یکی از بلوارهای مشهد از ایرج میرزا (که آدم بسیار بی تربیتی بوده) به جلال آل احمد (که انسان بسیار بچه مثبت،پاستوریزه و گوگوری مگوری بوده) کرده است و عده ای از شهروندان هم که بلاشک از افراد فریب خورده و یا از مزدوران اجانب بوده اند  نسبت به این عمل اعتراض کرده اند و تابلوهای جدید این بلوار را مخدوش نموده اند.&lt;BR&gt;گرچه از علت این اقدام خبری در دست نیست ولی گمانه زنی ها حاکی از این است که دلیل، آن بوده که یکی از مسئولان شهرداری در یک مراسم پرجمعیت تفالی به دیوان ایرج میرزا زده است و باقی قضیه را هم که خودتان حدیث مفصل بخوانید از این مجمل !&lt;BR&gt;لذا ما هم در اقدامی کلکل آمیز از معترضان سوال میکنیم که کدامیک از آن ها جرات دارد که در یک جلسه رسمی و یا حتی خانوادگی تفالی به دیوان الف.میم بزند ؟(ببخشید تازه یادمان آمد که بهتر است اسم کامل آن شاعر بی نزاکت را نبریم و از مخفف استفاده کنیم!)&lt;BR&gt;فکر میکنید اگر این اقدام در زمان  خود الف.میم انجام شده بود درباره مسئولین شهرداری چه شعری می گفت؟ همین جواب شما دلیل بزرگی بر بی تربیتی این شاعر است !&lt;BR&gt;لذا به عنوان یک نشریه طنز از این عمل شهرداری حمایت کامل به عمل می آوریم چراکه آن را گامی  در راستای اعتلای فرهنگ طنز و طنزپردازی در کشور میدانیم. چرا که اولا با این تغییر نام، افرادی که فرق میان ایرج میر...(ببخشید! تصحیح&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 244px; HEIGHT: 309px&quot; alt=&quot;&quot; hspace=20 src=&quot;http://shabgoon.persiangig.com/image/iraj-mirza12.JPG&quot; align=right vspace=20 border=0&gt; میکنم: الف.میم!) را با هویج فرنکی نمی دانستند از زیر سنگ هم که شده دیوان بدون سانسور این شاعر را تهیه و مطالعه کنند . حتی اگر این سنگ، سنگی در صحراها و بیابان های  برهوت آفریقا و یا در زیر اقیانوس اطلس باشد که با توجه به طنزپرداز بودن این شاعر،عملی در راستای اعتلای فرهنگ طنزپردازی می باشد.&lt;BR&gt;ثانیا این مساله باعث بروز و ظهور استعداد طنز پردازان ساکن در شهرداری مشهد نیز شده است که با نصب پرده ای در این بلوار که از نمونه های ناب طنز معاصر به شمار می رود، الف.میم را بنیان گذار ادبیات پورنوگرافیک بنامند.و فی الواقع وی را به عنوان اولین ادیب ادبیات بی ادبی در ادب فارسی معرفی کنند.&lt;BR&gt;در پایان ضمن تشکر از شهرداری مشهد، در جواب افرادی که میگویند &quot;سعدی هم شعر بی ادبی داشته الف.میم  هم روش!&quot; اعلام میکنیم که همین حرف آن ها خودش یک حرفی بی ادبی است و از همینجا از شهرداری محترم درخواست میکنیم نام خیابان سعدی و کلیه خیابان هایی که نام شاعران بی ادب بر آن ها قرار دارد را عوض کنند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;
&lt;HR&gt;

&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;در همین رابطه:&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;۱- &lt;A href=&quot;http://www.ayandenews.com/news/13380/&quot; target=_blank&gt;بیانیه اعتراض آمیز طنزنویسان نسبت به تغییر نام بلوار ایرج میرزا&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;۲- &lt;A href=&quot;http://www.itanz.net/special/2009/10/post_27.php&quot; target=_blank&gt;جوابیه شهرداری مشهد به طنزنویسان : ایرج میرزا منفور است !&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 10 Nov 2009 19:51:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=shabgoon&amp;postid=167</comments>
<dc:creator>shabgoon</dc:creator>
<guid>http://shabgoon.blogfa.com/post-167.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مرام و معرفت الهی !</title>
<link>http://shabgoon.blogfa.com/post-166.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;BR&gt;   فِرَنکِشـتاین هـیولایی علم کرد        &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;پشـیمان شـد دو دستـش را قـلـم کرد&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;     خـداونـدا! کـجا  بودی  تو آنگاه        &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;که شیطان وضع ما شُربا شلم* کرد!؟&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;
&lt;HR&gt;
&lt;/STRONG&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;* &lt;/STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=2&gt;همان شلم شوربای خودمان است که به اقتضای وزن و قافیه اینگونه شده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=2&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;بعدا نوشت:&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;گمان نمی کردم این توضیح لازم باشد اما فرنکشتاین یا فرانکشتاین(نام شخصیت اصلی رمانی از مری شلی با همین نام) &lt;FONT size=2&gt;دانشمندی است که با کنار هم گذاشتن تکه های اجساد مرده ها و شوک الکتریکی به آن ها هیولایی ترسناک می‌سازد که حتی خودش نیز از ساختش پشیمان می شود.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Mon, 09 Nov 2009 13:45:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=shabgoon&amp;postid=166</comments>
<dc:creator>shabgoon</dc:creator>
<guid>http://shabgoon.blogfa.com/post-166.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ز گهواره تا گور دانش بجوی...</title>
<link>http://shabgoon.blogfa.com/post-164.aspx</link>
<description>یک سوال عمیق فلسفی هست که آن را بدانم و بمیرم بهتر است ! و اون اینه :
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اونا که از آنجلینا جولی خوششون میاد از چی چی این زنیکه لب شتری خوششون اومده !؟؟؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;پی نوشت :&lt;/STRONG&gt; مطلب ندارم ... دوست هم دارم الکی وبلاگ به روز کنم ...حرفی بود ؟؟؟&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 05 Nov 2009 20:50:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=shabgoon&amp;postid=164</comments>
<dc:creator>shabgoon</dc:creator>
<guid>http://shabgoon.blogfa.com/post-164.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دیروز...امروز...</title>
<link>http://shabgoon.blogfa.com/post-162.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;&lt;BR&gt;دیروز...امروز...&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دیروز&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تمام آرزوی من آن بود&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;که یکبار٬&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فقط و فقط یک بار ......&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و امروز &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تمام آرزوی من این است&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;که یک بار دیگر...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فقط و فقط یک بار دیگر......&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 02 Nov 2009 00:53:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=shabgoon&amp;postid=162</comments>
<dc:creator>shabgoon</dc:creator>
<guid>http://shabgoon.blogfa.com/post-162.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نه گندم ونه سیب</title>
<link>http://shabgoon.blogfa.com/post-161.aspx</link>
<description>&lt;BR&gt;تقدیم به قیصر امین پور به مناسبت دومین سال درگذشتش...&lt;BR&gt;
&lt;HR&gt;
&lt;BR&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;&lt;STRONG&gt;نه گندم نه سیب (۲)&lt;/STRONG&gt;*&lt;/FONT&gt; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;«نه گندم ونه سیب»...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;می گویند که بهشت&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پر از حرامزادگانی است&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نیم آدم و نیمی حور&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و این بود&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;داستان واقعی اخراج از بهشت...&lt;BR&gt;
&lt;HR&gt;
&lt;BR&gt;* &lt;A href=&quot;http://beyt.ir/aminpoor/1476-shhshh-yishhshyishh-shh-shhshh-shiyshjo.html&quot; target=_blank&gt;نه گندم و نه سیب&lt;/A&gt; عنوان شعری از قیصر امین پور است که با همین عبارت آغاز می شود و من برداشت جدیدی از آن ارایه کردم... 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 31 Oct 2009 14:05:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=shabgoon&amp;postid=161</comments>
<dc:creator>shabgoon</dc:creator>
<guid>http://shabgoon.blogfa.com/post-161.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نامه سر گشاده به امام رضا...</title>
<link>http://shabgoon.blogfa.com/post-160.aspx</link>
<description>&lt;P align=right&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt; دو سال پیش برای ولادتت شعری ساختم و حاجتی خواستم و در یک بیت آن گفتم:  &lt;BR&gt;&quot; به داد دلم رس الا شاه توس     تو ای ضامن آهوان ماه توس&quot;...&lt;BR&gt;و امروز که بعد دو سال٬ به داد دلم نرسیدی :&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;زیادت* کرده اند این ماتمم را         رسانـدنـدش به طاق آن طاقتم را&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;اماما ! جشن میلادت مبارک         ندادی پس چرا آن حاجتم را !؟!؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;همشهریت : سامان&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;
&lt;P&gt;
&lt;HR&gt;
&lt;BR&gt;*زیادت: زیاد٬زیادی 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 350px; HEIGHT: 261px&quot; alt=&quot;&quot; hspace=100 src=&quot;http://shabgoon.persiangig.com/image/emam%20reza.JPG&quot; align=baseline vspace=10 border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;وقتی شخصی به دیگری نامه خصوصی می نویسد و مخاطب نامه را بی پاسخ می گذارد٬گاها فرستنده نامه٬ نامه ای گلایه آمیز خطاب به شخص مقابل می نویسد و به پیوست نامه اولیه٬ به صورت سرگشاده منتشر میکند.من هم به این خاطر که جواب خواسته ام را نگرفته ام٬ نامه سرگشاده ام را منتشر می کنم...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 29 Oct 2009 17:49:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=shabgoon&amp;postid=160</comments>
<dc:creator>shabgoon</dc:creator>
<guid>http://shabgoon.blogfa.com/post-160.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
