تبليغاتX
طنزنوشت های یک سفیر - کاریکلماتور 5

توضیح:

تنها کاریکلماتورهایی که شماره آنها فرد است با تصویر بالایشان مرتبطند.


کاریکلماتور ۵(منتشر شده در ماهنامه طنز الکترونیک سنگ پا)



۱- پس از گذاشتن عینک، از عشق با نگاه اول پشیمان شد.
۲- فراق، اپوزیسیون دولت عشق است.



۳- پستچی تنبل، نامه‌ها را به اولین صندوق پست سر راه می‌اندازد.
۴- عاشق تنها متکلم وحده است و معشوق بی وفا متکلم مع "الغیر" .



۵- گربه‌های ماده از اینکه همیشه یک لباس به تنشان است ناراضی‌اند.
۶- گربه‌ها نوازندگان خوبی هستند، چون خوب چنگ می‌زنند.



۷- سهم من از بازی مار و پله زندگی، فقط مارهایش بود.
۸-همه چیز دست به دست هم داد تا من و او نتوانیم دست در دست هم بگذاریم.



۹- چوپان دروغگو برای سیراب کردن گوسفندانش، آن‌ها را به سراب می‌برد.
۱۰- مهم ترین هوادارانش ریه‌هایش بودند.



۱۱- شکوفه پاداش درختانی است که سختی سرمای زمستان را به جان خریده‌اند.
۱۲- چون دعاهایم برعکس مستجاب می‌شود، خودم را نفرین می‌کنم.



۱۳- صفحه‌ی حوادث روزنامه‌ها، سوزنامه است.
۱۴-ماشینی که از دست راننده‌اش عصبانی بود، جوش آورد.



۱۵- از معاشقه‌ی نخ و سوزن لباس به دنیا می‌آید.
۱۶- از عجایب روزگار این که هر یک "نقطه"، دارای سه نقطه است!



۱۷- دراکولاها، پشه‌های تکامل یافته هستند.
۱۸- پزشک ناشی وردست عزراییل است!



۱۹- با این که کچل بود کلکسیون سشوار داشت.
۲۰- برای اینکه کفش‌هایش را برق بیاندازد، بندهای آن را در پریز فرو می‌کرد.



۲۱- از زمانی که رابطه‌ی عاشقانه‌شان سرد شد، به یکدیگر گل یخ کادو می‌دادند.
۲۲- چراغ خواب، خمیازه می‌کشید.


لینک مطلب در سنگ پا
+ نوشته شده در شنبه 1 فروردین1388ساعت 22:53 توسط سامان فیروزی (سفیر) |