تبليغاتX
طنزنوشت های یک سفیر - کاریکلماتور
 
طنزنوشت های یک سفیر
 
 
طنز یعنی گریه کردن قاه قاه.....طنز یعنی خنده کردن آه آه
 

کاریکلماتور واژه ای است مرکب و  فارسی - فرنگی که از تلفیق  "کاریکاتور" و "کلمات" ساخته شده و  اولین بار احمد شاملو  زمانی که سردبیر نشریه خوشه بود  این واژه را برای جملات کوتاه و زیبای زنده یادپرویز شاپور(طنز پرداز و همسر جداشده فروغ فرخزاد) استفاده کرد. این جملات کوتاه گاهی طنزآمیز بود،گاهی شاعرانه و گاهی شبیه کلمات قصار می شد. گرچه به به گفته خود شاپور استقبال از کاریکلماتورهای شاعرانه بیشتر از انواع دیگر بود اما او نوع طنزآمیز آن را بیشتر دوست می داشت.
جملات زیر ما حصل اولین تلاش های اینجانب در این حیطه است که به روح زنده یاد شاپور تقدیم می کنم٬خدایش بیامرزاد:

کاریکلماتور(منتشر شده در ماهنامه طنز اینترنتی کافه طنز و روزنامه فرهنگ جنوب)

۱- مرا از سرش باز کرد چون تمایل نداشت به سری که درد نمی کند دستمال ببندد.
۲- شاهنامه آخرش "ه" است.
۳- عکس رادیولوژی هم شکستگی قلبم را نشان نداد.
۴- خون بهایم را از پشه ها مطالبه می کنم.
۵- مستی باده عشق به خماری بعدش نمی ارزد.
۶- بیشتر از سازمان تفکیک زباله٬گربه ها قدر زباله را می دانند.
۷- خروس هوسباز آنفولانزای مرغی گرفت.
۸- با اینکه این انسان ها هستند که دنیا را ترک می کنند، مدعی هستند که دنیا بی وفا است.
۹- زن ها "خاله زنك بازي" در مي آوررند و مردان "عمو مردك بازي‌!"
۱۰- چون گواهی نامه تیغ نداشت با ماشین صورتش را اصلاح می  کرد.
۱۱- گاهی در انتخابات از شما می خواهند از بین مشتی ابله،اصلح را انتخاب کنید!
۱۲- ساز در دست انسان نابلد مثل زبان در دهان آدم لال است. 
لینک مطلب در کافه طنز
نسخه پی دی اف این مطلب و سایر مطالب مندرج در صفحه اجتماع و فرهنگ روزنامه فرهنگ جنوب را از اینجا دانلود کنید.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 11 آذر1387ساعت 15:51  توسط سامان فیروزی (سفیر)  | 
 
  بالا