تبليغاتX
طنزنوشت های یک سفیر - فسق و فجور یا تفریحات ملل غربیه
هزل تعلیم است آن را جد شنو.....تو مشو به ظاهر هزلش گرو
فسق و فجور یا تفریحات ملل غربیه(چاپ شده در نشریه دانشجویی آوای مصلوب و نشریه دانش آموزی کوبه)

در اتاق خود نشسته و مشغول گوش دادن موسیقی از نوع کلاسیک غربی۱ بودم که ناگهان دایی جان بی مهابا وارد اتاق شده،ضبط صوت را به دیوار کوبید و من مات و مبهوت به این صحنه نگاه می کردم  که چگونه این وسیله به دیار باقی شتافت! ناگهان بانگ بر آورد که:
- این چیست که گوش می کنی؟ مگر نمی دانی تهاجم فرهنگی یا از آن بدتر شبیخون فرهنگی با همین چیزها انجام می شود؟ گفتم:«دایی جان!این اثر از وزارت ارشاد اسلامی...»
که ناگهان حرفم را قطع کرد و گفت :«اولا مجوز این موسیقی مربوط به زمان آن وزیر دو زنه است که نام همسرش هم «جمیله» بود! بعلاوه معلوم نیست زمان اجرای این موسیقی چه فسادها که انجام نگرفته و در کنسرت ایشان آن مرد مو بلند ساز می زند و آن خانم می جنبد و جماعت در هم می لولند و فسق و فجور می کنند!»
سپس به سمت کتابخانه رفت و رمان های خارجی را به حیاط پرت کرد و نفت بر آن ریخت و به آتش کشید.
گفتم دایی جان ! این ها فقط کتاب رمان بود.
گفت رمان های عشقی پر از فسق و فجورند.
سی دی ها را هم شکست که این ها هم فیلم های خارجی پر از فسق و فجور بودند.
«غربی ها اصولا خود را با فسق و فجور سر گرم میکنند !»
این آخرین جمله دایی جان بود که بدون خداحافظی در را کوبید و رفت !
الان حدود یک ساعت از رفتن دایی جان می گذرد :ضبط صوت ٬وی سی دی ٬و سی دی ها شکسته اند و کتابها سوخته  و شیرینی دانمارکی ها توی سطل زباله و مودم کامپیوتر خراب !
یک ساعت ! دقیقا یکساعت از رفتن دایی جان می گذرد و در این مدت دارم فکر می کنم که  غربی ها بین آن همه فسق و فجور چطور توانسته اند آپولو هوا کنند !؟
نکند آپولو را هم به قصد فسق و فجور به هوا فرستاده باشند؟


۱-نگارنده هیچ نوع دلبستگی به موسیقی کلاسیک ندارد!(قابل توجه بعضی ها!!)

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 فروردین1387ساعت 12:0  توسط سامان فیروزی  |