تبليغاتX
طنزنوشت های یک سفیر - نمایشی در 3 اپیزود+سنگ اندازی
هزل تعلیم است آن را جد شنو.....تو مشو به ظاهر هزلش گرو

و حالا دو طنز کوتاه یکی خیلی قدیمی و دیگری قدیمی:

 

نمایشی در 3 اپیزود:(چاپ شده در نشریه دانشجویی دگرباش)

 

1)  مفلسی در مجلسی نشسته بود ، درویشی سخن از درهم و دینار بیاورد. مفلس بگریست و بر سر همی زد و فغان بر آورد.درویش بگفت ترا چه می شود؟

بگفت مدینه بگفتی و کردی کبابم. از آنچه ندارم بگفتی.

 

2) گربه ای را دنبه فرمودند،چون قصد میل آن نمود از نزدش برداشتند ! بگفت :"پیف ! پیف ! بو همی دهد!"

 

3) ملتی را از دموکراسی بگفتند ! رییس جمهور گزارش داد که آن ملت همگی تهوع بگرفتند...

 

سنگ اندازی !(چاپ شده در ترمنامه دانشجویی طنز و کاریکاتور شازده)

نمی گذارند آقا! نمی گذارند ! نمی گذارند ملت و دولت ایران به حق مسلم خود دست پیدا کند،سنگ اندازی می کنند،کارشکنی می کنند، چوب لای چرخ ما می گذارند تا ما به حق مسلم خودمان نرسیم.
چه کسانی؟
امریکایی ها؟انگلیسی ها؟ اتحادیه اروپا؟
نه خیر آقا ! اتباع افغانی را می گویم !
ملاحظه بفرمایید:
روزنامه اعتماد:نماینده کمیساریای عالی پناهندگان در ایران:"درخواست خروج اتباع افغانی از ایران،حق مسلم ملت ایران است."

آپدیت:خوشبختانه با رد صلاحیت های بی سابقه توسط هیئت های اجرایی،دولت نهم نشان داد که با برگزاری انتخابات به غیردموکراتیک ترین شکل قصد دارد از بروز تهوع ! جلوگیری نماید !

+ نوشته شده در  یکشنبه 7 بهمن1386ساعت 20:40  توسط سامان فیروزی  |