تبليغاتX
طنزنوشت های یک سفیر - جایگاه کتاب در زندگی برخی خانم های ایرانی!!!
هزل تعلیم است آن را جد شنو.....تو مشو به ظاهر هزلش گرو


جایگاه کتاب در زندگی برخی خانم های ایرانی !!! (چاپ شده در ماهنامه طنز و کاریکاتور بچه مشد ویژه  نمایشگاه کتاب استان خراسان رضوی آبان ۸۵)

شنبه:
امروز رفته بودم چند دست لباس بخرم که پشت ویترین مغازه چشمم به کتاب ((آموزش آشپزی Brida)) افتاد, خریدم تا وقتی فردا شب شمسی خانم اینا اومدن خونمون یه غذایی بذارم جلوشون که روشون کم شه !
یک شنبه:
بعد از صرف ناهار،کتاب رو باز کردم تا دستور پخت "دمپختک خرما با خورش موز" رو بخونم که صدای شکستن یه چیزی اومد !
اه ، باز هم اکبر دست و پا چلفتی موقع ظرف شستن خنگ بازی در آورد !
دوشنبه:
امروز زری جون زنگ زد ! می گفت کتاب "آشپزی با کاترینا" خیلی کتب خوبیه و تازه CD هم داره. یادم باشه بگم اکبر امروز یکی از اونا رو بخره! تا یادم نرفته بگم چند تا از کتاب های این پسره "صادق حمایت" رو هم بخره،آخه می گن منورالفکر ها از این کتاب ها دارن!
سه شنبه:
امشب رفته بودم خونه مهتاب خانم اینا،نوه عمه خواهرخونده مادر بزرگ ناتنی بابام،یک کتاب جالب داشت به اسم "طالع بینی چینی" و من از رو این کتاب فهمیدم که من و اکبر اصلا به درد هم نمی خوردیم چون اکبر متولد آبانه و طالع هامون به هم نمی خوره.
می گم هر دو خونواده مخالف بودن با این وصلت دلیلش همین بوده حتما"!
بعد مهمونی به اکبر گفتم یا طلاقم می دی یا از این به بعد ماه تولدت اسفنده!

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 بهمن1386ساعت 17:45  توسط سامان فیروزی  |