تبليغاتX
طنزنوشت های یک سفیر - کریسمس
 
طنزنوشت های یک سفیر
 
 
طنز یعنی گریه کردن قاه قاه.....طنز یعنی خنده کردن آه آه
 

ممکن است خواننده زبلی در پایان بگوید : من که خنده ام نگرفت . عرض شود که او خنده اش گرفته است اما خودش خبر ندارد.همان انبساط خاطر خودش خنده است. منتها خنده ای درونی و پنهان و بدون استفاده ابزاری از لب و دندان !(ع-شکرچیان-مقدمه گزینه اشعار طنزآمیز عمران صلاحی)

نمی دانم چرا اما هربار که در کارگاه شعر دانشگاه شعری می خواندم که به زعم خودم عاشقانه بود به نظر دوستان و بلاخص استاد کارگاه طنزآمیز می آمد ! این شعر هم از همان هاست ...حالا می خواهید آن را طنز در نظر بگیرید یا عاشقانه با خودتان است!

کریسمس

گفتی کریسمس که آمد
قرمز می پوشم
و می نشینم
در چکمه هایت...
آمدی و رفتی
اما
کجا می بری
         چکمه هایم را ؟!

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 28 تیر1388ساعت 23:26  توسط سامان فیروزی (سفیر)  | 
 
  بالا