X
تبلیغات
طنزنوشت های یک سفیر - کاریکلماتور
طنز یعنی گریه کردن قاه قاه.....طنز یعنی خنده کردن آه آه
کاریکلماتور۱۳:(منتشر شده در ماهنامه طنز و کاریکاتور بچه مشد )

۱-آقایان معتقدند آدم باید مرد باشد و خانم ها معتقدند مرد باید آدم باشد !
۲-بیکار بیمار نیست اما می تواند مجرم باشد
۳-معتادان به وسوسه شان جامه «عمل» می پوشانند
۴-آدم شیرین زبان برای خوردن چای به قند نیاز ندارد
۵-کرسی اساتید دانشگاه همیشه گرم است
۶-سرخی سیب به خاطر خجالت از گناه آدم و حوا است
۷- دربندترین موجود روی زمین آزادی است

۸- برای آن که محتاج نان شب نشوم روزها نان نمی خورم
۹- ایستگاه خط فقر در پایین شهر قرار دارد
۱۰- دفترخالی ام سرشار از شعرهای سپید است
۱۱- تجربه،قابلمه آدم های خام است
۱۲- شکر پاش شیرین ترین لب های دنیا را دارد
۱۳- اسب آبی اسبی است که برای فرار از استثمار انسان ها به آب پناه برده است
۱۴- قبرستان کلی کشته-مرده دارد
۱۵- بابانوئل بدجنس چکمه ها را می دزدد
۱۶- آدم های خاکی از ترس گلی شدن زیر باران نمی روند
۱۷- دنیا پرستی همیشه بد نیست،مخصوصا وقتی تو دنیای من باشی.
۱۸- می خواست حرف های گنده تر از دهانش بزند واژه ها در گلویش گیر کردند
۱۹- آب در چشمه می جوشد اما صد درجه نیست
۲۰-اگر می خواهید مردم از شما سیر شوند یک دل سیر، سیر بخورید
۲۱-آش آدم نمک نشناس یا شور است یا بی نمک


+ نوشته شده در  شنبه 19 شهریور1390ساعت 16:58  توسط سامان فیروزی (سفیر)  | 

کاریکلماتور۱۲ (چاپ شده در روزنامه اتفاقیه خراسان شمالی)

۱- عشق مرا به دیوانه خانه کشاند چون معشوقه ام پرستار تیمارستان بود.
۲- فرزند ناخواسته ، بدون بلیط سوار قطار زندگی شد.
۳- به عقیده چهارپایه،حرف های سه پایه بی پایه است.
۴- بعضی ها دستشان رو می شود اما رویشان کم نمی شود.
۵- عینک آفتابی ، کتاب چشمانش را سانسور کرد.
۶-برای اینکه کفش‌هایش را برق بیاندازد، بندهای آن را در پریز فرو می‌کرد.
۷-
دوش حمام کاریکاتور باران است.
۸ - چون دلش مانند دریا بود همیشه شورمیزد.
۹- اسبی که عاشق اسب اول مسابقه است ، همیشه نایب قهرمان خواهد بود.
۱۰- وقتی صندلی سالن انتظار مطب مریض شد ، پیش صندلی پزشک رفت.
۱۱- انفجار بغضم هیچ کشته یا زخمی برجای نگذاشت.
۱۲- هیچ کس دوست ندارد که قطار زندگی اش سریع السیر باشد.
۱۳- به نظر دانشمندان نژاد پرست ، دوغ تنها به خاطر رنگش از نوشابه سیاه بهتر است.

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 فروردین1390ساعت 23:15  توسط سامان فیروزی (سفیر)  | 

کاریکلماتور ۱۱: (چاپ شده در ماهنامه طنز ستون آزاد):

۱- غزل قصیده ای  است که عاشق شده باشد.
۲- بشکه‌های نفت امپریالیسم  از خون سایر ملت‌ها پر میشود.
۳- نوشته‌های سنگ قبر هر انسان هنگام تولدش نوشته می شوند.
۴- گا‌ها جاذبهٔ معشوق بدتر از جاذبهٔ زمین انسان را بر زمین میکوبد.
۵- آدم‌های سربه زیر کمتر جواب سربالا میدهند.
۶- باد از برگ‌های روی درختان حرف میکشد.
۷- شیرینی بعضی خاطرات مانند شیرینی لیمو شیرین با گذر زمان به تلخی‌ میزند.
۸- بعضی هواپیماها به جای "آن ور دنیا" آدم را به "آن دنیا" می برند.
۹- مرگ سایه در آغوش نور اتفاق می‌‌افتد.
۱۰- روزنامه‌های وابسته به محافل قدرت زورنامه هستند.
۱۱- حیوانات آزادیخواه محل اختفای شیر را به شکارچی لو دادند.


پی نوشت تبلیغاتی: دو تا از دوستان طنز پرداز ٬ وبلاگی راه انداخته اند و مارا هم کچل کرده اند که تورا خدا معرفی کنید مارا ! این هم معرفی : وقایع الاتفاقیه را بخوانید...

+ نوشته شده در  سه شنبه 4 اسفند1388ساعت 17:41  توسط سامان فیروزی (سفیر)  | 

کاریکلماتور۱۰:(منتشر شده در ماهنامه طنز اینترنتی کافه طنز )

۱-وقتی دلم آشوب می شود، نیروهای خودسر را به قلب خود می فرستم.
۲-بلوایی که ایجاد کرد، به خوردن حلوای ختمش ختم شد.
۳-«اتوبان»، شخصی است که از اتو محافظت می کند.
۴-«انبه»، همان «به»‌ است که درون چاه دستشویی افتاده باشد.
۵-رختخواب، باوفاترین همخوابه ی دنیاست.
۶-در راهپیمایی میوه ها، پیاز به میوه های معترض گاز اشک آور شلیک می کرد.
۷-معتقد بود کچل نیست بلکه موهایش نامرئی هستند.
۸-پاییز فصل کوچ عمودی برگ هاست.
۹-اشکال دل هایی که مثل آینه صافند این است که نور را جذب نمی کنند.
۱۰-علف، مجازات هرزگی باغچه است.
۱۱-اشک های فرهاد، شیرین بود.
۱۲-قبله نمای من همیشه جای تو را نشان می دهد.
۱۳-شیر بهایش را یارانه ای حساب کردند.
۱۴-حیوانات جمهوری خواه، شیر را از جنگل بیرون کردند.
۱۵-هیچ داروی خواب آوری حریف یاد تو نیست.
۱۶-کوی معشوق، مسلخ عشاق است.
۱۷-چون ماشین زندگی اش دنده ی خوشبختی نداشت آن را خلاص کرد.
۱۸-فیلم «روز جدایی» به صورت شبانه روزی در مغزم اکران می شود.
۱۹-وصیت کرده بود کفنش را از لباس عروس معشوقه اش بدوزند.



لینک مطلب در کافه طنز

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 آذر1388ساعت 14:56  توسط سامان فیروزی (سفیر)  | 

کاریکلماتور۹: (چاپ شده در نشریه طنز ستون آزاد )

۱-تجلی عشق آسمانی را در مهماندار هواپیما دید.
۲-آن ها که برنج می خورند هیچوقت به نان شب محتاج نمی شوند.
۳-پله های ترقی برای بعضی ها سُر است.
۴-از وقتی دلخور شد پاتوقش جیگرکی ها بودند.
۵-دراکولاها با انسان هایی که خون دل می خورند همذات پنداری می کنند.
۶-گوینده ها خبرکش ترین افراد زمین هستند.
۷-میکروب خروسک به خواستگاری میکروب آبله مرغان رفت.
۸-چون صورتش مثل ماه بود فقط فضانوردان عاشقش می شدند.
۹-مغز عاشق بزرگترین آلبوم عکس معشوق است.
۱۰-وقتی خوابم می بَرَد ، بیداری ام می بازد.
۱۱-در برابر انسان های گربه صفت روی سگش بالا می آمد.
۱۲-بعضی راننده ها با ماشین مردم را تیغ می زنند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 آبان1388ساعت 23:38  توسط سامان فیروزی (سفیر)  | 

 برای مشاهده کاریکلماتورها به صورت فتو کاریکلماتور روی ادامه مطلب کلیک کنید.

کاریکلماتور۸:(منتشر شده در ماهنامه طنز اینترنتی کافه طنز )

۱- جیغ بنفش ، حاصل ترکیب جیغ طرفداران تیم های آبی و قرمز در ورزشگاه است.
۲- برخی روزنامه ها پایه انتشار خبرهای بی پایه اند.
۳- دوش حمام بزرگترین مقلد باران است.
۴- مرا با کم محلی هایش هم محله کرده بود.
۵- برای اینکه با نگاهش مرا به آتش نکشد هنگام ملاقات  با خودم کپسول آتش نشانی می برم.
۶- از شکست باید درس گرفت : دیگر مسابقه نمی دهم !
۷- خطوط کج برای راست شدن باده نوشی می کنند.
۸- گچکار خوب ، ما را رو سفید کرد.
۹- در بیمارستان تنها کسی که هوایش را داشت کپسول اکیسژن بود.
۱۰- دنیا تنها زندانی است که همه محبوسین آن محکوم به مرگ هستند.
۱۱- سنگ ها در اعتراض به “سنگدل” خواندن معشوقه های بی وفا دست به تظاهرات زدند.
۱۲- بر خلاف ادعای ریاضی دان ها هر “خط” تنها یک نقطه دارد!
۱۳- تقدیر، تنها  از کسانی که در مقابلش می ایستند تقدیر می کند.
۱۴- خورشید خانم ترشیده ترین مونث تاریخ است چون ده میلیارد سال بی شوهر مانده است!
۱۵- بعضی ها شورش را در می آورند و بعضی ها شورش می کنند!!


لینک مطلب در کافه طنز


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 22 شهریور1388ساعت 13:9  توسط سامان فیروزی (سفیر)  | 

کاریکلماتور۶:(منتشر شده در ماهنامه طنز اینترنتی کافه طنز )

۱- سیارات منظومه شمسی به جمله “همیشه حق با مشتری است” اعتراض دارند!
۲- کودکان امروز، به جای خاله بازی تمرین پارتی بازی می کنند.
۳- چون حروفچین بود هنگام عقد کنان گفتند: “عروس رفته حرف بچینه”!
۴- بعضی خیابان های شهر چراگاه چشم هستند.
۵- لامپ مهتابی هووی مهتاب است.
۶- شعر های عاشقانه ام حاصل معاشقه قلم با کاغذ هستند.
۷- چون از شنیدن حرف مخالف فشار خونش بالا می رفت به عضویت گروه فشار در آمد.
۸- چراغ چشمک زن همیشه در حال نخ دادن است!
۹- وقتی برق می رود شمع ها به ریش لامپ می خندند.
۱۰- برای حل مشکل زنان خیابانی اقدام به تخریب خیابان ها می کرد.
۱۱- چون مهلت اقامتم تمام شده بود مرا از قلبش دیپورت کرد.
۱۲- باران بهاری اشک شوق طبیعت در آمدن بهار است.
۱۳- عروسک های پسرانه دامادک هستند!
۱۴- دلم را شکست اما نمی دانست با این کار نمی تواند از آن خارج شود.
۱۵- آنقدر حرف هایش را خورد که واژه بالا آورد.

لینک مطلب در کافه طنز

+ نوشته شده در  شنبه 12 اردیبهشت1388ساعت 18:56  توسط سامان فیروزی (سفیر)  | 

سلام ! سال نو مبارک...امیدوارم سال ۱۳۸۸ برای همه سال خوبی باشه و همه به آرزوهاشون برسن...(چیه !؟ تبریکم خیلی کلیشه ای و فرمالیته بود !؟)

برای دیدن کاریکلماتورها به صورت فتو - کاریکلماتور (کاریکلماتور و عکس) روی ادامه مطلب کلیک کنید.


کاریکلماتور ۵(منتشر شده در ماهنامه طنز الکترونیک سنگ پا)

۱- پس از گذاشتن عینک، از عشق با نگاه اول پشیمان شد.
۲- فراق، اپوزیسیون دولت عشق است.

۳- پستچی تنبل، نامه‌ها را به اولین صندوق پست سر راه می‌اندازد.
۴- عاشق تنها متکلم وحده است و معشوق بی وفا متکلم مع "الغیر" .
۵- گربه‌های ماده از اینکه همیشه یک لباس به تنشان است ناراضی‌اند.
۶- گربه‌ها نوازندگان خوبی هستند، چون خوب چنگ می‌زنند.
۷- سهم من از بازی مار و پله زندگی، فقط مارهایش بود.
۸-همه چیز دست به دست هم داد تا من و او نتوانیم دست در دست هم بگذاریم.
۹- چوپان دروغگو برای سیراب کردن گوسفندانش، آن‌ها را به سراب می‌برد.
۱۰- مهم ترین هوادارانش ریه‌هایش بودند.
۱۱- شکوفه پاداش درختانی است که سختی سرمای زمستان را به جان خریده‌اند.
۱۲- چون دعاهایم برعکس مستجاب می‌شود، خودم را نفرین می‌کنم.
۱۳- صفحه‌ی حوادث روزنامه‌ها، سوزنامه است.
۱۴-ماشینی که از دست راننده‌اش عصبانی بود، جوش آورد.
۱۵- از معاشقه‌ی نخ و سوزن لباس به دنیا می‌آید.
۱۶- از عجایب روزگار این که هر یک "نقطه"، دارای سه نقطه است!
۱۷- دراکولاها، پشه‌های تکامل یافته هستند.
۱۸- پزشک ناشی وردست عزراییل است!
۱۹- با این که کچل بود کلکسیون سشوار داشت.
۲۰- برای اینکه کفش‌هایش را برق بیاندازد، بندهای آن را در پریز فرو می‌کرد.
۲۱- از زمانی که رابطه‌ی عاشقانه‌شان سرد شد، به یکدیگر گل یخ کادو می‌دادند.
۲۲- چراغ خواب، خمیازه می‌کشید.


لینک مطلب در سنگ پا


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1 فروردین1388ساعت 22:53  توسط سامان فیروزی (سفیر)  | 



آپدیت: ضمن تسلیت ایام عزاداری  رحلت  حضرت پيامبر٬امام حسن مجتبي(ع) وامام رضا(ع) و به مناسبت این ایام لینک زیر تقدیم می گردد . امیدوارم لذت ببرید...

خدا نگهدار مدینه - حاج مهدی خزایی (به سبک آهنگ زیبای خدانگهدار مجید خراطها)

دانلود


و باز هم

کاریکلماتور۴: (چاپ شده در روزنامه فرهنگ جنوب و ماهنامه طنز اینترنتی سنگ پا)


۱- پس از دادن صدقه، بلای هفتاد و یکم بر سرش نازل شد!
۲- قلم، قلم موی کچل است.
۳- در بازار عشق ، هیچ گاه عرضه با تقاضا تناسب ندارد.
۴- برخی برای رعایت عدالت ، با همه نا عادلانه رفتار می کنند!
۵- کاکتوس صادق تر از آنست که مانند گل سرخ خارهایش را نهان کند.
۶- انسان هایی که زود فریب می خورند بیش از آن که ساده باشند ، راه راه هستند!
۷- صاحبخانه دنیا ، برای اجاره خانه ، جان انسان ها را مطالبه می کند.
۸- آنقدر دچار عارضه "روانی" بود که تنها در جوی ها دنبالش می گشتیم!
۹- با پیشرفت علم پزشکی سر عزراییل خلوت شده است.
۱۰- خودکشی  ، ترمز اضطراری قطار زندگی است.
۱۱- سقوط آزاد  می تواند انسان را از دنیا آزاد کند.
۱۲- کلاهم را برداشت و به جای آن منت بر سرم گذاشت.
۱۳- وقتی خشم طبیعت زمینگیر شد زلزله اتفاق افتاد.
۱۴- دولت عشق با کودتای فراق سرنگون گردید.


لینک مطلب در سنگ پا
نسخه پی دی اف این مطلب و سایر مطالب مندرج در صفحه اجتماع و فرهنگ روزنامه فرهنگ جنوب را از اینجا دانلود کنید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 اسفند1387ساعت 14:10  توسط سامان فیروزی (سفیر)  | 

کاریکلماتور ۳:(چاپ شده در روزنامه فرهنگ جنوب)

۱- گوش راستش آنقدر سنگین بود که گردنش همیشه کج می شد.
۲- سوزنده ترین آه ها، آه اژدهاست.
۳- شوری آب دریا به خاطر اشکهایی است که ماهی ها برای غرق شدگان میریزند.
۴- چوپان تنبل برای اینکه گوسفندانش را به چراگاه نبرد، آن قدر منتظرشان می گذاشت تا زیر پایشان علف سبز شود.
۵- خوشبختانه برای ملاقاتش در خواب نیازی به منت کشی نبود!
۶- مردها چون نمی توانند از رژگونه و سرخاب استفاده کنند، مجبورند صورتشان را با سیلی سرخ نگه دارند.
۷- وقتی نانش را آجر کردند به ساخت و ساز خانه روی آورد.
۸- بالش عاشق ناکام بزرگترین معدن نمک دنیاست.
۹- در این دوره زمانه، حق نه دادنی است و نه گرفتنی، بلکه خوردنی است !
۱۰- آن قدر وقت کشی می کرد که ساعت ها به خونش تشنه بودند.
۱۱- از فریادی که در دوردست ها کشیده می شود تنها سکوت شنیده می شود.
۱۲- سفینه ماهپیما هنگام عبور از جو زمین به دلیل جوگیر شدن به مریخ رفت!
۱۳- داوری که خوب سوت میزد به کفتر بازی روی آورد.
۱۴- باد کلاه گیس و آبروی آدم کچل را با هم می برد.
۱۵- باران عشق، از نوع باران های اسیدی است.
۱۶- برای اینکه زیر پایش را خالی نکنند روی دستهایش راه می رفت!
۱۷- دستشویی باشگاهی که دروازه بانش زیاد گل می خورد، بوی گلاب می داد .
۱۸- برای جلوگیری از آلودگی هوا هرگز عینک دودی بر چشم نمی گذاشت.
۱۹- بعضی انسان ها به قوانین بی احترامی میکنند و برخی قوانین به انسان ها.
۲۰- حرف های سخنران آنقدر پیچیده بود که حضار دلپیچه گرفتند.


نسخه پی دی اف این مطلب و سایر مطالب مندرج در صفحه اجتماع و فرهنگ روزنامه فرهنگ جنوب را از اینجا دانلود کنید.

+ نوشته شده در  شنبه 26 بهمن1387ساعت 12:20  توسط سامان فیروزی (سفیر)  | 

کاریکلماتور۲: (چاپ شده در نشریه طنز ستون آزاد و روزنامه  فرهنگ جنوب )

۱-در رمانتیک بودن اتومبیل همین بس که هم شمع دارد و هم پروانه!
۲-صدای آب طنین زندگی است
، اما نه در مرده شور خانه !
۳-وقتی خوابم می آید
، بیداری ام میرود.
۴-سیفون کشیدن برای چاه دستشویی حکم نوشابه کنار غذا را دارد !
۵-فرار مغزها باعث شد آنها را به بیمارستان روانی ببرند.
۶-وقتی آن اتفاق افتاد
، زیرش له شدم.
۷-به گزارش سازمان ترافیک به نقل از رادیو پیام
،در راه دل به دل، تمام مسیرها مسدود می باشد.
۸-یک پول سیاه گاهی باعث یک عمر رو سفیدی انسان می شود.
۹-کوه ها با "سر" شان به "فلک"
،"کشیده" می زنند.


نسخه پی دی اف این مطلب و سایر مطالب مندرج در صفحه اجتماع و فرهنگ روزنامه فرهنگ جنوب را از اینجا دانلود کنید.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 بهمن1387ساعت 12:30  توسط سامان فیروزی (سفیر)  | 

کاریکلماتور واژه ای است مرکب و  فارسی - فرنگی که از تلفیق  "کاریکاتور" و "کلمات" ساخته شده و  اولین بار احمد شاملو  زمانی که سردبیر نشریه خوشه بود  این واژه را برای جملات کوتاه و زیبای زنده یادپرویز شاپور(طنز پرداز و همسر جداشده فروغ فرخزاد) استفاده کرد. این جملات کوتاه گاهی طنزآمیز بود،گاهی شاعرانه و گاهی شبیه کلمات قصار می شد. گرچه به به گفته خود شاپور استقبال از کاریکلماتورهای شاعرانه بیشتر از انواع دیگر بود اما او نوع طنزآمیز آن را بیشتر دوست می داشت.
جملات زیر ما حصل اولین تلاش های اینجانب در این حیطه است که به روح زنده یاد شاپور تقدیم می کنم٬خدایش بیامرزاد:

کاریکلماتور(منتشر شده در ماهنامه طنز اینترنتی کافه طنز و روزنامه فرهنگ جنوب)

۱- مرا از سرش باز کرد چون تمایل نداشت به سری که درد نمی کند دستمال ببندد.
۲- شاهنامه آخرش "ه" است.
۳- عکس رادیولوژی هم شکستگی قلبم را نشان نداد.
۴- خون بهایم را از پشه ها مطالبه می کنم.
۵- مستی باده عشق به خماری بعدش نمی ارزد.
۶- بیشتر از سازمان تفکیک زباله٬گربه ها قدر زباله را می دانند.
۷- خروس هوسباز آنفولانزای مرغی گرفت.
۸- با اینکه این انسان ها هستند که دنیا را ترک می کنند، مدعی هستند که دنیا بی وفا است.
۹- زن ها "خاله زنك بازي" در مي آوررند و مردان "عمو مردك بازي‌!"
۱۰- چون گواهی نامه تیغ نداشت با ماشین صورتش را اصلاح می  کرد.
۱۱- گاهی در انتخابات از شما می خواهند از بین مشتی ابله،اصلح را انتخاب کنید!
۱۲- ساز در دست انسان نابلد مثل زبان در دهان آدم لال است. 
لینک مطلب در کافه طنز
نسخه پی دی اف این مطلب و سایر مطالب مندرج در صفحه اجتماع و فرهنگ روزنامه فرهنگ جنوب را از اینجا دانلود کنید.

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 آذر1387ساعت 15:51  توسط سامان فیروزی (سفیر)  |