|
طنزنوشت های یک سفیر
|
||
|
طنز یعنی گریه کردن قاه قاه.....طنز یعنی خنده کردن آه آه |
نمی دانم چرا اما هربار که در کارگاه شعر دانشگاه شعری می خواندم که به زعم خودم عاشقانه بود به نظر دوستان و بلاخص استاد کارگاه طنزآمیز می آمد ! این شعر هم از همان هاست ...حالا می خواهید آن را طنز در نظر بگیرید یا عاشقانه با خودتان است!
کریسمس
گفتی کریسمس که آمد
قرمز می پوشم
و می نشینم
در چکمه هایت...
آمدی و رفتی
اما
کجا می بری
چکمه هایم را ؟!
توضیح - اگر فکر کردید این عکس مربوط به مناطق پایین شهر مشهد است کور خوانده اید ! اتفاقا برعکس !
سوال ۱- لطفا راهنمایی بفرمایید چه بر سر دهن دماغ کسی که آنجا آشغال بریزد خواهد آمد !؟
بی ادبی است ! اما آیا این قانون تنها شامل دهن و دماغ شخص آشغال ریز است یا اعضا و جوارح دیگر او یا برخی اقوام درجه یکش نیز شامل قانون مذکور خواهند بود !؟
نتیجه ۱: در ایران فعالیت حزبی معنی ندارد ! آنچه که وجود دارد همان فعالیت حذبی است !!!
نتیجه ۲: این فرم بعد از انتخابات توسط خود حاج آقای کروبی طراحی شده ! ولی چون محمد قوچانی ٬بنده خدا٬ هنوز در زندان است کسی نبوده اشتباهات حاج اقا را تصحیح کند !!
نتیجه ۳: ما به همه گیر میدهیم ! حتی کسی که در انتخابات به او رای داده ایم !
ضمنا سر کار خانم آقا سلطان، در اصل جناب آقای آقا سلطان بوده اند. آخر کدام دختری را دیده اید که نامش "ندا آقا" بوده باشد !؟
طبق گزارشات واصله به اینجانب، همدست ایشان که وی نیز از عناصر ضد انقلاب به شمار می رفته با ریختن مقادیر زیادی سس رقیق شده داخل یک تفنگ آب پاش ، و شلیک آن به سمت "ندا آقا" سس ها را روی او پاشیده و این خیمه شب بازی را راه انداخته است!
به دلیل اصرار دوستان به جایز نبودن سکوت و نیز عطف به جمله "زبان سامان در کام و ذوالفقار علی در نیام" سکوت را می شکنم!
|
|